میوه های رسیده ی درختمی ریزند توی حوض فیروزه فام.و تابستان،شربت خنک آلبالوییست؛که هم میخورد.شربتِ قندی در دل لیوان آب میشود؛و سنگ در دلِ کشِ کمانِ چوبی. و مثل فریاد گنجشکیصدای غروب می پیچد در گوش دنیاو شب ؛ چلچراغ میشود در کوچه ها آب خوردهقل قل قلیان و میوه های حوض...و پسر بچه ای،که نصیبی از خوان آسمان نداشت:)صالحه.نپ.ن:روز شنبتون به خیر:)هفتتون پر برکت...