تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست


تو اتوبوس با زهرا نشسه بودیم و حرف میزدیم

که صدای یه اقای اومد که سفره دارم و...خلاصه شروع کرد به توضیح

زهرا گفت وااای صالحه نمیدونی!!!داره سفره میفروشه!!!

سرتکون دادم که احتمالا واسه اینجا نیس

گفت فقط برگرد نگاش کن!!!

سرمو چرخوندم و یه نگاه کوتاه انداختم بهش زل زدم به زهرا:

اصلاااااا بهش نمیاااااد....

زهرا:خیلی خوشتیپ و خوشگله!

زل زدم به جلو و گفتم:شبیه همسر عاطفه بود:دی

زهرا :تمام ارزو های من از یه مرد جنتلمن بود!!!لعنتی!!یه دکتر جامعه شناسه و این حرکت نمادین به نشانه ی حمایت از دست فرشانه:دی


چند روز پیش که تنها برمیگشتم از پنجره بیرون رو نگا میکردم

یه مرد قد بلند با تیپ اسپرت که ساعت مردونه دستشه و یه رینگ ساده

یه کیف ورزشی هم رو دوشش اومد بالا کیفشو گذاشت کف اتوبوس و از تو کیفش سفره هاشو بیرون اورد...


خانوم پشت سریم آه کشید:خدایا شکرت!

یکی یه سفره دونفره آبی قیروزه ای خرید:)

مرد سفره فروش برای خانومی کارت زد .


از جوب میپرم و میرم پیاده رو و به این فکر میکنم که چرا؟

صاد نون ۱۸ دی ۹۶ ، ۲۲:۳۱ ۰ ۰ ۲۱

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....