تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست


ساعت عاخر

زهرا یدفه برگشت منو بغل کرد

ومنم ب طبع دستمو دورش حلقه کرده بودم

یدفعه دبیر برگشت با تعجب فامیلمو صدا زد گف

فلانی!چیکار میکنید؟!در چه حالید؟!


من@_@

چیکار میکنیمممممم؟!!!!

ینی ی جوری نگامون کرد انگار!!

استغفرلله!

برا بچه مردم حرف در میارن:/

صاد نون ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۴۷ ۴ ۰ ۴۹

نظرات (۴)

  • مهناز
    سه شنبه ۱۰ بهمن ۹۶ , ۱۱:۳۰
    :))))))))))))))))))))))))))))
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۰ بهمن ۹۶، ۱۷:۳۱
      مهناز…
      جلسه اینده با همین دبیر
      زهرا دست منو گرف انگشتمو کرد تو چسب ماتیکی!!!!
      یه نگاهی دوباره ب دستامون انداخ ک قشنگ معلوم بود ی در چ حالید تو چشاشه!!

      ب زهرا میگم ی جلسه دیگه منو تو کنار هم بشینیم واقعا بهمون شک میکنه=))
  • مهناز
    سه شنبه ۱۰ بهمن ۹۶ , ۱۷:۴۵
    پس دفعه بعدی مواظب باشید. فکر نکنم به فقط " در چه حالید" اکتفا بشه :))))))
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۰ بهمن ۹۶، ۲۲:۰۴
      دقیقا(قهقه)
  • پاییز
    سه شنبه ۱۷ بهمن ۹۶ , ۱۱:۵۴
    وای وای صالی خدا نکشتت! مردم از خنده! مخصوصا در جواب کامنت اول مهناز!

    با من و بهار هم بعضی وقتا همین مشکلو داشتن!
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۸ بهمن ۹۶، ۲۳:۲۴
      اصن ی وعضی داریمااااا
  • نگار
    پنجشنبه ۱۹ بهمن ۹۶ , ۲۰:۰۲
    آخخخخخ خدا!!!!
    دیروز سردوستم زینب روشونه م بود ودستاشوتودوستم گرفته بودم
    دبیرگف خیلی به هم چسبیدین فاصله بگیرین
    هفته پیشم چپ چپ نگامون کرد
    فک میکنه همجنس گراییم:دی
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۹ بهمن ۹۶، ۲۱:۳۶
      خخخ
      ما وعض بدی نداشتیم عاخه!
      بغل کردنمونم کاملا دوستانه بود!
      ذهنش منرحفه اصن!!
      البته حق هم دارن
      از این موارد زیاد تو مدارس متاسفانه پیش میاد!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....