حس کسی رو دارم که با پای خودش داره میره لب پرتگاه تا خودشو پرت کنه

و اونقدر خستس که حتی فریاد هم نمیزنه

حس میکنم داره میوفتم پایین ؛

سقوط میکنم و خسته تر از اونم که از کسی کمک بخوام...

اروم وایستادم تا متلاشی شدن مغزمو ببینم!