تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست


نقل است روزی شیخ زهراالدین قبد پشت سر ما سکنا گزیده,هی "کخ" از خود بر ما شوت میکردی
همانا موهای مرا باز کردی و گیسوان فاطمه را ک بافته بود افشان

از ان سو یکی ازخوشحالان  ناله براوردی:واااااییییی موهااااشوووووو....!!!
شبیه این سگا ک موهاشون تو چشاشونه شدییییی
یکم پارس کن!
من از خنده زبانم قاصر شده بود
و زهرا هی همی دست در موی بردی و مویم پریشان کردی و سعی در گره زدن داشتی

به ناگاه با اشارتی به فاطمه بقول حضرت شاعر تصمیم ان شد ک:
من و فاطی به او تازیم تا بنیانش فرو ریزیم!
 جملگان بر وی فرود امدی و مقنعه از سر کشیدی
ک وی فغان براورد:دست به مقنعه نزننن
گااز بگیرررر ولی مقنعه نع!!!
همانا نیش ما باز شد کیفمان کوک .
یوروش بردیم و وی را در گوشه ای خفت نموده
و انچنان بر وی درافتادیم ک زامبیان بر ادمی!
وی رو ب من همی کرد و لنگ بالا اورد ک ای فلان!"نزدیک نیا دندونات تیزززه بلندهههه!!!
بیای نزدیک همچین میزنم بچت بی شوور شه"
مریدان تا این جمله شنیدنند جامه ها دریدند و نعره ها کشیدند و سر به دیوار کوبیده از هم پاچیدند!!

صاد نون ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۲۴ ۲ ۰ ۳۹

نظرات (۲)

  • مهناز
    سه شنبه ۱۰ بهمن ۹۶ , ۱۱:۱۹
    جالب تعریف کردی. منکه کلی خندیدم. دیروز فرصت نشده بود کامنت بزارم!
    الان دارم می خونمت!
    می خوام یه بار مرورت کنم :)))
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۰ بهمن ۹۶، ۱۷:۲۶
      از عاخر یجوری گازش گرف فاطمه ک تا فردا فوشمون میداد:دی
      خوشحالم خندیدی عشقجان:)
  • Sunny
    شنبه ۱۴ بهمن ۹۶ , ۱۱:۳۶
    وااااای خدااا خفت نکنه دختر ،چقد خندیدم،اخی یادش بخیر دوران مدرسه هم ما سه نفر بودیم که معلما میکفتن بهمون سه قلوها. . .انقد شیطنت میکردیم انقد مبخندیدیم که از دل درد گریه ام میگرفت. . .چه روزایی بود. . .چقد زود میگذره. . 
    (راسی من کیو دارم مثلا ادرستو بش بدم اخه دختر خوب؟!)
    کم کم باید جمع و جور کنم برم شیفت سر فرصت باید بشینم همشونو بخونم
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۴ بهمن ۹۶، ۱۷:۵۸
      عزیزم:)
      همیشه بخندی:))

      عاخی:)
      من خیلی دلم میگیره از دوستام جدا شم....

      موفق باشی دخترو:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....