تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست


سیزده بدر رفته بودیم بیرون
من یه مانتوی تقریبا کوتاه و نسبتا تنگ تنم بود.
نشسته بودیم دور هم ک عمم گف صالحه میشه ازت یه سوال بپرسم؟
گفتم جانم؟
پرسید بابات بهت گیر نمیده برای حجابت؟
گفتم نه!
عمم خندید گف:پس فقط بلد بود شب عروسی منو مجبور کنه چادر بذارم؟:دی


امروز رفته بودیم تپه پایه یک،اونطرف تر از ما یه خانواده ای اهنگ گذاشته بود و بلند کرده بود
ب بابا میگم:حس میکنم نسبت به گذشته خیلی باز تر شدید از لحاظ اعتقادی اینطور نیس؟یادمه خیییلی قبلترا اگه ماشینی اینطور اهنگ میذاشتن ناراحت میشدید
گفتن:نه!بازتر نشدم راحتتر کنار میام با مسایل.
هم جامعه تغیبر کرده هم من.
قبلن از ده نفر ی نفر اینطور بود،بقیه تحمل نمیکردن
اما الان برعکسه!
گفتم عاخه بحث سر اینه اگه چیزی غلط باشه غلطه!
کثرت اون ک تاثیری نداره!
گفتن:ببین تو الان حس بازی داری اگه کسی بازی کنه لذت میبری،اما اگه نداشته باشی حرصت میگیره!
و اینکه شادی ک بد نیست اما یوخ هس تو مراسم عزا میخندی؛اونوقت میگن زشته! الان این اهنگ رو منم گوش میدم اما تو این ایام ک ایام فاطمیس-ممکنه طرف هم ندونه-بنظرم نباید گوش داد .

عمو بحث شطرنج رو پیش کشیدن 
وسلیقه ای شدن ی سری چیزا،بابا حکم امام رو گفتن ک وقتی قمار نباشه مشکلی نداره!
من گفتم: ن !  من صحبتم اینه خیلی چیزا رو متعصبانه برخورد میکنیم؛من یبار داشتم با بچه ها کارت بازی میکردم شما منو کشیدی کنار گفتی بازی نکن!
(مامان از اون ور چشم و ابرو میاد:پاسور بازی میکردی!!!)
بابا میگن:عاره یادمه!ببین تو الان جلو عمو بخندی اشکالی داره؟
میگم نه!
میگه یه غریبه باشه چی؟
میگم بازم نه!:دی
میگن واقعا اشکال نداره؟
میگم من اینو درک نمیکنم اصلا!!نه اشکال نداره…
ب شوخی میگن:برو تسمه ماشینو بیار تا کاری کنم درک کنی!!
حالا فرض کن یه عده جوون اینجان و رفتار ما باعث اسیبشون میشه!اونوخ چی؟
خندم میگره میگم :میفهمم کاملا چی میگید -حالا بحث ب حاشیه رفت کلا-ولی شما دختراتون رو محدود میکنید ک…(دنبال واژه مناسب میگردم)یوخ پسرا عنان از کف ندن!این اصلا درس نیس!!
بابا میگن:ینی بذاریم هر کاری دلشون میخاد بکنن؟
میگم نه!من حد خودمو میدونم! 
بابا:خوب محیط حدود تورو مشخص میکنه!
ساجده اضافه میکنه:من میفهمم صالحه چ میگه همیشه انگشت اتهام ب سمت دختره ک تو بپوشون تو نرو بیرون تو ال نکن...
کلیپ نشون میداد؛پسره میخاد بره شمال مامانش میگه بروگمشو نبینمت؛دختره تا سر کوچه ده دیقه میخاد بره "ظرفا رو شستی؟درساتو خوندی؟رییس جمهور فلان جا تو فلان سر کی بود؟"از عاخرم با داداشت برو!
میگم :این در صورتیه ک شما با تربیت درس پسرتون میتونید هزار تا دخترو از اسیب حفظ کنید!
(ساجده از اون ور میگه:تلاشت در حفظ عفت کلام ستودنیه!)
(بابا خم میشن دستاشونو میزنن ب خاک!
با خنده میگم چیشد بابا؟بعد ب مسخره دستامو میبرم بالا ادای خاک تو سر ریختن در میارم!ب ساجده میگم:بابا داره میگه با این دخترام!)

بابا میگن:اینکه میگی میتونه دو طرفه باشه؛همونطور ک یه پسر میتونه ده تا دخترو از منحرف کنه،یه دختر هم میتونه ده تا پسرو از راه بدر کنه،من نمیگم پسر رو ازاد بذازی هر غلطی دلش خاس بکنه دخترو محدود کنی! باید تعادل داشت.ن افراط خوبه ن تفریط.
من سعی کردم حرف بی منطق ب دخترام نزنم و اجازه بدم خودشون راه درست رو برن.…
میگم عاره بابا ولی این چیزیه ک وجود داره خیلی جاها…
بابا حسن ختام بحث میگن:
قبلن زن مسیول تربیت فرزند بود!ینی یکی رو داشتیم تو خونه ک تمام و کمال فرزند رو تربیت کنه،اما وقتی نقش زن تو تربیت کمرنگ شد مشکلات هم شروع شد.اون وقت بود ک ما فرهنگمون تغییر کرد و بیماری ها شروع شد…


فکر میکنم:صحیح اما الان دیگه نمیشه نسخه ی چند دهه قبل رو پیچید.
همونطور ک جامعه تغییر میکنه،ادما ناگزیر سازگارین تا جایی ک میتونن.
جاهایی بازتر شدن،جاهایی بسته تر...


صاد نون ۲۷ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۳۹ ۲ ۰ ۶۷

نظرات (۲)

  • مهناز
    جمعه ۲۷ بهمن ۹۶ , ۱۹:۴۵
    سلام صالحه.
    انتقال مطالب از میهن به بیان چقدر طول می کشه؟
    سه ساعته زدم هنوز منتقل نشده؟!
    • author avatar
      صاد نون
      ۲۷ بهمن ۹۶، ۲۱:۴۶
      بستگی داره مطالبت چقد باشه؟!
      سه ساعت؟؟؟
      نباید انقد طول بکشه....
  • مریم
    شنبه ۲۸ بهمن ۹۶ , ۱۹:۳۴
    مثه ی کتاب خوندمش :دی...
    خداوکیلی تو شاعر نشی نویسنده رو دیگه باید بشی :دی

    حرف تو و پدر جان، جفتتون حق است ....ب نظر من

    همون نافرجام :)
    • author avatar
      صاد نون
      ۲۸ بهمن ۹۶، ۲۱:۱۷
      خخخ
      احتمالا عاخر کتابمم نافرجامه:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....