تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست


در اتاقم و زد

اومد نشست رو مبل و منو نشوند جلو پاش...

سرم و چسبوند ب سینه اش و پرسید:

چرا انقدر ناراحتی؟جان بابا؟

من گریه کردم هق زدم لب گزیدم 

صبوری کرد موهامو بوسید گردنمو ماساژ داد

و انقدر ناز کشید که هق هقم واسته...

اونقدر صبوری کرد تا لب باز کنم

گفتم :دلم میسوزه که میتونیم بهتر باشیم و نیستم...

اونقدر برام حرف زد و گذاشت گریه کنم 

که اروم بشم...

اومده بود خیالمو جمع کنه ک تکیه گاهمه...

اومده بود بغلم کنه ببوستم

پیشونی ب پیشونیم بذاره

و بگه:ب جا اینکه از درون خودتو بخوری بیا برا من درد دل کن...

مث قدیما صورت به صورتم بکشه تا عشق کنم از زبری ریشش... .

حرف زیاد بود اما گفتنش مهم نبود...

همین ک خیالم راحت شه که میشنوه بسه برم!

بیشتر از حرف زدن همین بغلو و بودن و فهمیدن و میخاستم...

همین ک برام با سوز و شور بخونه:

چنگ خمیده قامت می خواندتت ب عشرت ...

بقول نگار:"امین دعام بود"



رو اینه نوشته بودم:

ما کاشفان کوچه ی بن بستیم و حرف های خسته ای داریم

اینبار پیامبری بفرست که تنها گوش کند...


برام نوشت:

عزیزم تو باران باش و بهار...


و لبام بوسه شد و جاش  موند روی میم بلند مالکیتش



پ.ن:

از اتاق اومدیم بیرون

من شهید از گریه امیرعلی ب بابا میگه:

صالحه رو زدی مگه انقدر گریه کرده:دی

صاد نون ۱۶ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۲۶ ۴ ۰ ۴۵

نظرات (۴)

  • مهناز ...
    چهارشنبه ۱۶ اسفند ۹۶ , ۱۱:۱۵
    خدا پدرت رو برات نگه داره.
    چقدر خوبه که این همه می فهمدت.
    و چقدر دلنشین وصف کردی این اتفاق رو.

    امیرعلی رو عشقه :))))
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۶ اسفند ۹۶، ۱۴:۰۴
      مرسی دوستجانم:)
      و خانواده ی تورو هم...:))

      ;)
  • پاییز
    چهارشنبه ۱۶ اسفند ۹۶ , ۱۹:۰۱
    وای خدایا.... صالحه چقد قشنگ بود این پست... خدا حفظشون کنه:)
    کلیِ کلی حس خوب...
    من هلاک
    من غش....



    • author avatar
      صاد نون
      ۱۶ اسفند ۹۶، ۲۰:۳۷
      :)))
      عزیزم.مرسی.ذوق میکنم از اینهمه خوش ذوقیت^.^
      و همینطور خانواده ی تورو جاندل;)

  • نگار
    جمعه ۱۸ اسفند ۹۶ , ۰۱:۰۸
    دلم خواست..:)
    خیلی ام بابغض دلم خواست
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۸ اسفند ۹۶، ۱۵:۲۵
      عزیزززمممم....
      خو.برو بغلش:)
  • لیلا
    جمعه ۱۸ اسفند ۹۶ , ۱۲:۴۵
    ای جان جان جان
    چه پدری، گل پدری
    خدا حفظشان کناد ان شاءالله
    امیرعلی عااااااااااالی
    حالا راستشو بگو چقدر کتک خوردی؟؟؟
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۸ اسفند ۹۶، ۱۵:۲۷
      :))))
      خعلی سپاس.
      خانواده توروهم برات...


      خخخ
      راستش خعلی:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....