تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست


امروز ناهار خونه عاغاجونشون بودیم.

نشسته بودیم حرف میزدیم ک عاغا جون ی پلاستیک سیاه دراوردن توش پررر پول نووو

عیدییی=)))

از بزرگترا شروع کردم منم سرم تو وب بود ک عاغاجون دو تا ۱۰تومنی تا نخورده دادن بهم:دی

تشکر کردم گذاشتم رو پام.

دیدم عمو هی فوت میکنن؟!

نگا کردم دیدم برا پولام نقشه کشیدن:دی

گفتم: بابا عمو!من باید من فوت کنم شما این ک تراول داریدD: 

چش و ابرو اشاره کردم ب عیدی های تو جیبشونD:

عمو دست چپم بودن زنعمو دست راستم.

ی لحظه برگشتم با زنعمو صحبت کنم دیدم پولا نیس:دی

ب مسخره دستمو گذاشتم رو قلبم :

ای وای!نیست!چرااا؟!چرا ابنکارو با من میکنید؟!

خلاصه ناله و لابه

 عمو:دست من ک نیست!!

از رو مبل بلند شدم روبرو عمو ک عاغا عیدیم نیسسسس…

عمو:من ک بر نداشتمD:

+ینیییی چهههه؟!!؟؟؟من عیدیمو میخام…

-بیا بگرد جیبامو اصن…

دست عمو رو گرفتم؛:

+باشه شما برنداشتین!!!من عیدی میخام!!!از اون تراول خوشگلا ب من عیدی بدید:دی

خلاصه ی وعضی راه انداختم همه با خنده و تعجب منو ک وسط خونه بلند بلند حرف میزدم نگا میکردن و هر کی ی چی میگف:دی

(یه صحنه شپهر عمومو دیدم با چشای قلمبه و خنده زل زده بهم)


رفتم پیش عاغاجون

عاغااااا جووووون عیدیم نیسس…

عاغاجون:یادمه اونجا نشسته بودی بهت دادن برو بشین بچه!!

+عارههه ولی برداشتن(معادل مادبانه برای بلند کردن پیدا نمیکردم)


عمم از دسته ی پولی ک عیدی گرفته بودن یه ده تومنی دراوردن بهم دادن:دی

منم پرو پرپ گرفتم;)

گفتم خوب این ده تومنش ک رسید

یدفعه نوه ها:مگهههه چقدررر۰تومنننن گرفتیییی؟!ما ۱۰تومن گرفتیمD:

زنعموم از اون طرف:

صالحه این عیدی ریحانس نمیفهمه بیا بگیر:]

گفتم نع بابا:دی

خلاصه بعد از ی عالمه داد و بیداد :

+والله ک روا نیست:دی

این پولا خوردن نداره…من ک راضی نیستم اصن!!!

نشستم سر جام عموم از بغل مبل پولا رو گذاشتن رو شالم…

باز دیدم دارن فوت میکنن:دی

بلند شدم گفتم:من امنیت جانی ندارم دیگه اینجاااا عی بابا:دی

پولا رو برداشتم اوردم اتاقم گذاشتم رفتم بالا.


ب ساجده میگم فک کنم خعلی جغنه بازی دراوردم نع؟!

میگه عاره خیلی…

+زندگی خرج داره دیگه چیکار کنم؟!


تا عاخر مجلس هر کی منو میدید "صالحه بالاخره پولتو گرفتی؟!"

زنعموم :با اون کاری ک تو کردی مگه میتونس نده؟!

+پس چیی؟؟عادم باس حقشو بگییرههه!!!


همم براشون سوال شده بود چرا من بیشتر عیدی گرفتم…منم چش و ابرو میومدم ک منو عاغاجون باهم ی سر و سری داریم دیگه…الکی نیس ک… عارههههD:


 

صاد نون ۰۱ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۲۱ ۱ ۰ ۱۵

نظرات (۱)

  • نگار
    چهارشنبه ۱ فروردين ۹۷ , ۲۰:۳۱
    چه جالب:))
    عموی منم عیدی مو قاپید.گذاشت روش بهم پس داد!



    • author avatar
      صاد نون
      ۱ فروردين ۹۷، ۲۱:۰۴
      =)))
      ولی عموی من نذاش روش:دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....