عکس و تصویر گــاهی صبح ها زودتر از تمـــام پرندگان پریده ام، از خوابی که ٺـو در آن ...


وسط طوفان ایستادم؛

موهام شلاق میشه روی صورتم

و هرقدر می دوم نمیرسم.

چیزی تو گلوم راه نفسو بند میاره

چیزی شبیه بغض.

زمزمه میکنم:

بیا به بارون فکر کنیم 

به شبنم روی شمعدونی...

به قفس سفیدی که توش عشق زندانی شده!

بیا اروم باشیم و قوی

مثل درختای بلوط، با ریشه های محکم.