میگم : من دلم نمیخاد شب اونجا بمونم!!

بغلم میکنه ، پیشونیمو میبوسه میگه :

میخای بمونی خونه ک چی؟بیا اونجا درستو هم بخون!

صورتمو تو دست میگیره؛نگاش میکنم.

میگه:خب؟گوشات دراز شد؟

دستاشو میبره بالا و اندازه ی گوشای فرضی رو نشونم میده

وقتی میخندم میگه : بدو حاضر شو!