تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست


قافیه اندیشم و دلدار من 

گویدم:مندیش جز دیدار من !


حضرت مولانا


پ.ن:چقدر قشنگهه این~.~

امروز بعد مدتها مولانا خوندم دوباره:)


بی ربط نوشت:

چرا باید بعد توحید؛حیرت باشه و بعد تمام(فنا)؟


صاد نون ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۴۱ ۲ ۰ ۳۱

نظرات (۲)

  • میثم
    سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۴۶
    واسه اینکه ادامه ش رو غزل سراها و عرفای ادبی قدیم عصن تو خیالاتشون هیچ وقت راه ندادن که چه ممکناتی هست.
    بعد از اون دوست عزیز، دیگه معماش حل شده س؛ وقتی به توحید میرسی باس به حرکت بیفتی نه در حیرت بمونی.
    رویکرد از اساس متفاوته. چی میتونم بهت بگم!!!
    • author avatar
      صاد نون
      ۱۸ ارديبهشت ۹۷، ۲۲:۱۴
      ینی جدیدا چیزای تازه ای گفتن عایا؟!

      از من قطع امید کردی میدونمD:

      فکر میکردم اینطوره ک ب توحید میرسی و بعد تمام.
      اینکه هرچی تو وادی توحید پیدا کرده ب باد میره و بعد از اون فنا میشه عجیبه برام.
      مگه این مسیر کمال نیست؟
      اما چیزی ک تو ذهن من تصور میشه یه فراز و فرود رویه قلش...:|
  • میثم
    سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۴۵
    جدیدا آره، یعنی در عصر جدید آره. به قول دوست گلم، فرزاد اقبال، ادبیات قدیم عصن خودشم نمیدونه در مورد چی داره صحبت میکنه.

    از تو که نه. به خودم امیدی ندارم که بتونم چیزی بگم

    خب این فلسفه عجیب نیست باید گفت فانتزیه یا استعاره ایه. توحید با هستی چه کرده؟ چطور کسی میگه به توحید رسیدم و بر باد رفت و فنا... جالبه که متفق القول بودن قدیمیا تو این موضوع فقط یکجوربینی اونها رو نشون میده و راستیش رو اثبات نمیکنه.

    خیر مسیر کمال چه ربطی به مسیر فنا (به قول خودشون فنا در خالق) داره. البته منم از منظورشون در تصور این ربط بی اطلاع نیستم.

    حتی اگه به کلمات اول و آخر که از صفات خالق هست توجه منصفانه ای میکردن میتونستن نتیجه بگیرن که فنا، پایان نیست پس باید بعد از فنا هم راه ادامه داشته باشه...

    یه روزی چی بود اسمش... یادم نمیاد... داروین بود اسمش D: گفت که من تغییراتی رو مشاهده کرده ام که نسل های کنونی حیات رو روایت میکنه. طیف های متفاوتی از دانشمندها، درهای جدیدی رو به روی این مشاهده باز کردن. اما اون دری که عمومیت پیدا کرد و همه رو خیره کرد موضوع عدم خلقت و وجود تکامل بود.
    خب از اینجا به بعد، هر کی اومد تو این زمینه فکر کرد، تحقیق کرد و کار کرد فقط فکرش این بود که تکامل رو بر خلقت یا برعکس برتری بده. این مساله شبیه به همین مساله توحید و فنا و عرفان ادبیات قدیم ماست.
    یکی اومده (باز اسمش یادم نیست فک کنم محی الدین عربی باشه) گفته کمال و معرفت و عرفان و اینها اینجوریه... بعد دیگه هر کی اومده تو این ادبیات یه بیت شعر هم گفته رو پایه حرفای فانتزی اون بوده....
    • author avatar
      صاد نون
      ۲۰ ارديبهشت ۹۷، ۱۷:۲۶
      فکر کنم جواب سوالمو تا حدودی گرفتم.


      حرفات جالب بود!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....