اینکه صورتشو اصلاح کرده و ریشای بلندشو زده ،

نگاش برق میزنه

و موهای لختشو با تافت بالا نگه داشته...

از چتاش با عاغاجون برام تعریف میکنه و مسخره بازی درمیاریم.

دم رفتن میگه واستا بازرسیت کنم چیزی بلند نکرده باشی...

یعنی حالش خوبه:)

حداقل ب بدی قبل نیست!

و خدا میدونه چقدر از این حال خوب خوبم:))

مثل دفعه ی اولی ک رفتیم خونشون،گفتیم، خندیدم و بدون بغض خوش گذروندیم...

ولی اینکه تا خونه بابا آه میکشید و خدا رو شکر میکرد و خوب میفهمم...