هفتاد و سومین نفر


زینب بانگ زد:
وای بر شما
مسلمانی میان شما نیست؟
هیچ کس جواب نداد...


سکینه فریاد زد:
تن به مرگ دادی و دل بر رحیل نهادی؟
گفت:
چگونه تن به مرگ ندهد کسی که ندارد یاری و یاوری ؟




+ همه از ماجرا باخبریم

اما چه حکمتیه که هربار هق میزنیم سرش؟

دلم لرزید...

ک خب صالحه؟!تو کدوم طرف ایستادی الان؟


+انتظار چیز خفنتری داشتم

با این راویا...