۳ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

زندگی کن:)

بعد از مدتها احساس خوبی داشتم

انگار یادم رفته بود زندگی چیه

با ساجده خودمونو خفه کنیم تو وافل

خیابون متر کنیم

فیلم بگیریم ببینیم


اینکه خودتو ی کتاب قشنگ مهمون کنی

و لذت ببری از خوندنش

گردنبندی ک دوستت هدیه داده رو گردن بندازی


میفهمین چی میگم؟

حس خوبیه بری خونه خواهرت بیژامه ی راه راهشو بپوشی

و غش غش بخندی...

خدایا شکرت💓



  • صاد نون
  • جمعه ۲۵ آبان ۹۷

خستم از جماعتِ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صاد نون
  • سه شنبه ۲۲ آبان ۹۷

:)

1.از اون وقتاس که فقط دلتنگم

برا بارونی که دو روز پیش زد و نرفتم زیرش

برا ساجده که دیشب دیدمش

برا بابام که تو اتاقه و دیشب خواب می دیدم دستمو حلقه کردم دور گردنش

برا زهرا که فردا دوباره میخواد بره

برا شماها ک خیلی وقته نیومدم

حتی برا تایپ کردن با لب تاب....


2.یه طوری رفتم و بر گشتم ک هیچکس نفهمید:دی

دوستم  قبل اربعین پی ام داده صالحه رفته بودی کربلا؟نگو نه ک باورم نمیشه و فلان...از تو خوابگاه ویدیو گرفته بودی ک؟؟قضیه چیه؟

میگم یه هفته ای بود سفرمون رفتم و برگشتم:دی


خیلی حرف دارم برا گفتن درباره این سفر ...


3.تو خوابگاه یکی از بچه ها گفت امروز شیشمه

 بعد یهوو تکون خوردم ک تولد پاییزه

بعدتر یهو یادم اومد ک تولد خودم فرداست

فکر میکردم چی میشه که یادت میره تولدتو؟


دخترا خیلی یهوویی با کیک اومدن خونمون و سورپرایزم کردن

مامان میگ دوستات بیشتر از ما بفکرتن

میگم بله!یذره خجالت:دی تبریکم نگفتین حتی!



4.برام لذتبخشه خوندن کتابام

اما خدایا این گستردگی را از من دور بفرما  ک بشینم بخونم:|


  • صاد نون
  • جمعه ۱۱ آبان ۹۷
«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....