۱۲ مطلب با موضوع «حرفای بی سروته» ثبت شده است

حضرت پاییز

+پاییز عاشق است🎶🎵



میگن بارون رحمت خداست

پس چرا خساست میکنه با گرگ و میشِ این شهر؟

پنجره رو باز میکنم و میشینم لبه اش

نم نم بارون میزنه به بازو و صورتم

نفس عمیق میکشم پاییز رو

نفس عمیق میکشم اینهمه زرد و نارنجی رو

اینهمه خاطره رو....

و فکر میکنم امسال کدوم بغض هق هق میشه

و کدوم صفحه ی تقویم از جیغ برگ های زرد پر؟

هر سال قراره همین موقع ابستنِ سرخ و نارنجی این غم بشیم 

و فارغ بشیم زیر بارونش....

پاییز همین پر و خالی شدنه

همین شبای تبل بلند که اونقدر لبه ی پنجره بشینی تا از شعر لبریز شی...

زیر لب زمزمه میکنم:

"پاییز بهاریست که عاشق شده است..."*

و چقدر دوست داشتنیه این زن تنهای عاشق...



پ.ن:چالش طورانه_به دعوت مهنازمون:)

منم از پاییز دعوت میکنم .


* .عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است

میلاد عرفان پور

  • صاد نون
  • جمعه ۲۰ مهر ۹۷

چهار ورق بغض

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صاد نون
  • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶

درد موندنیه

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صاد نون
  • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶

کاش مستمعش...

اینها که میگویم شعر نیستان ها که قبلا گفتم هم نبود...من فقط دلم خیلی پر استبا این کوتاه نوشتن ها هم خالی نمیشود!!دلم تنگ شده برای روزهای کش دار گذشتهکه سالنامه ام را باز کنم و بنویسم و بنویسم.....و از اخر هیچ دکمه ای نباشد که پاکشان کنم!!!حرف زدن مستمع میخواهدکاش مستمعش پیدا شود....کاش مستمعش...صالحه.نپ.ن:مستمعش و یک عالمه سه نقطه...نقل قول نوشت:دل تنها میان جمع هم تنهاست....مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست"فاضل نظری"
  • صاد نون
  • جمعه ۱ مرداد ۹۵

امان

غمگین تر از ماهی دور از آب...شاعریستکه شعر هایش او را نمیفهمند!!امان از دردهایی که نمیشود شعرشان کرد...صالحه.ن
  • صاد نون
  • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵

نیمه شب است

نیمه شب است ومقدس  این ساعتانگار بغض دارد جهانو هر لحظه زمین بیشتر تب مبکندشهاب ها بغض را نشانه گرفتند...و میشکند صدای نفسهایمستاره ها یک به یک میمیرند روی دامن آسمانو خورشید عرق کرده استدنیا مست کرده و پیچ میخوردماه من پشت کدام ابر سجاده انداخته و میگرید؛که اینطور جهان آشوب است؟!صالحه.ن
  • صاد نون
  • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵

در من کسی گم شد!!

در من کسی گم شد....و پیچ قطار او را دورن خود کشیدو از من رخت بست!!!تنها نگرانیم این استنکند چشم هایم را بفهمد...انگار این درخت هیچ سیبی برای افتادن ندارد...و زیر گلویم انگار هیچ سیبی تکان نمیخورداینکه لب ها نخندد چندان ک چشم ها نگریند غمگین نیست!!در من کسی گم شدو پیچ قطار او را به دور دست ها برد...صالحه.ن
  • صاد نون
  • جمعه ۲۵ تیر ۹۵

ترس

می ترسم از روزی که چشمامو بفهمه....
  • صاد نون
  • جمعه ۲۵ تیر ۹۵

کسی در این پیراهن نیست

کسی در این پیراهن نیستاو سالها پیشاز خودش گریخته!!و هیچ آمدنی...او را به خود باز نمیگردانداو خودش را تبعید کرده استهیچ کس در این پیراهن نیست!صالحه.ن
  • صاد نون
  • پنجشنبه ۲۴ تیر ۹۵

گل خشک

امیر علی:-چرا گلو خشک کردی؟
:-چون میخواستم نگهش دارم
امیرعلی:-ولی گل خشک که قشنگ نیست...

گاهی نگه داشتن بعضی چیزا ؛
فقط طراوتشونو میگیره...
فقط زیباییشون رو از بین میبره
لطفا کسی رو تو زندگیتون خشک نکنین!!



صالحه.ن

پ.ن:صحبت منو امیرعلی...موندم چی جواب بدم؟!واقعن ارزش داره برای نگه داشتن چیزی که صرفا دوسش داریم زیباییشو بگیریم؟
  • صاد نون
  • دوشنبه ۲۱ تیر ۹۵
«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....