۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بغض» ثبت شده است

دختر بودن

عکس و تصویر

دختر بودن ؛
دامن چین دار صورتی و موهای خرگوشی نیست!
آشپزی کردن و دست سوزاندن نیست!
دختر بودن ؛همه اش ناز و غمزه که نیست...
بغض کردن و شعر خواندن و جیغ کشیدن که مبارک ندارد !
دختر بودن... 
یک دنیا مرد بودن است!
همین است که دختر بودنمان را مبارک میکند.
وقتی میگویند روزت مبارک
یعنی چقدر مردن بودنت را می فهمم...
میفهمم چقدر سخت است با اینهمه بغض و کرشمه مرد بمانی!
مرد روزهای دخترانه ی خودت
روزت مبارک:)






صالحه.ن

پ.ن: تو نت بودم دیدم مامانم اومد نگا کردم ببینم چیکارم داره دیدم صورتش بغل صورتمه!!
یهو شروع کرد بوس بارون کردن؟؟!!
-حالا من لرزم گرفته از وحشت چشام گرد شده-
صورتم و با ترس کشیدم عقب میگم :چیههه؟؟چرا همچی میکنی؟؟؟چیشدهههه؟؟
میگه:روززززززت مباااارک:)) فک کردم دارم می میرم اینطور محبت پیشینگ می نمویند :دی  
یه وعضی رسما:دی
  • صاد نون
  • دوشنبه ۲ مرداد ۹۶

هزار دفتر بغض

بهار میشود
تابستان می آید
پاییز می رود
 زمستان میرسد
تکرار این همه سال بی شما
به آسانی این چهار خط که نیست
هزار دفتر بغض است...
بغض!







صالحه.ن
  • صاد نون
  • جمعه ۱۵ ارديبهشت ۹۶

گریه نمیکنم


عکس و تصویر رفتی و شدم آیینه ی عبرت مردم... مهمان شب آخر ماه عسلم من...
وسط نماز گریش گرفته بود
نشستم جفتشو گفتم:
واس کار دنیا گریه نکن نمازت باطل شد
اشکاشو پاک کرد و گفت:
 من واس کار دنیا گریه نمیکنم
واسه خودمم گریه نمیکنم
واسه بابامم گریه نمیکنم
واسه ی هیچکس گریه نمیکنم
من اصلا گریه نمیکنم!!
من حتی بغضم نمیکنم...
راست میگفت
دیگه هیچ وقت بغضم نکرد!


صالحه.ن
  • صاد نون
  • جمعه ۵ شهریور ۹۵

وفتی حرفات سه نقطه میشن



بعضی وقت ها هست که یک عالمه حرف داری...یک عالمه بغض داری...تند تند حرف میزنی توی دلت..تند تند تایپ میکنی....ولی آخر کاردستت رو میذاری روی یه دکمه گوشه ی صفحه و همشو پاک میکنی...و بعد اروم اروم و محتاط شروع میکنی به نوشتن یه چیزهایی که اصلا منظورت نبود!!یه حرفهایی پر از سه نقطه...کاش لااقل کسی بود که بشه براش سه نقطه هاتو تفسیر کنی...کاش...بعضی بغض ها واگیر داشتاونوقت راحتتر میشد حرف زد...مهم نیست...خدا حواسش به سه نقطه ها هست...ولی یه بغضایی باید واگیر دار بشن...یه سه نقطه هاییتوی هیچ دفتری جا نمیشن...خدایا...کاش بعضی بغضا بی حرف واگیر داشت...کاش...صالحه.ن
  • صاد نون
  • جمعه ۱۱ تیر ۹۵

بغض زمین

یعنی بغض زمینپشت کدام چراغ قرمز شهر گیر کرده است؟؟صالحه.ن
  • صاد نون
  • دوشنبه ۷ تیر ۹۵

تبرها

تاحالا فکر کرده بودیدتبر ها چقدر حرف برای گفتن دارند؟؟چقدر غمگین و سالخورده اند...؟؟چرا هیچ کس از تبر ها نمی پرسد چرا دسته ی خودت را نشانه گرفته ای؟؟تبر ها....خیلی هم خشن نیستندخوب نگاه کن...فقط بغض دارندفقط حرف دارند...!!!صالحه.ن
  • صاد نون
  • چهارشنبه ۲ تیر ۹۵

بهار دارد چمدان می بندد

بهار دارد چمدان می بندد؛آن طرفتابستان خمیازه میکشد...و پاییز بعض کرده و چند وقت دیگر احتمالا بغضش میشکندامازمستانهمچنان مغرورانه خیره است به رفتن بهار...بهار دارد؛ چمدان می بندد...چهار فصل عجیبیست!صالحه.ن
  • صاد نون
  • پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵

زنی پتیاره

و شب؛ زنی پتیاره است که موهای سیاهش را دورش ریخته و در کوچه های دنیا قدم میزندو اینبارطمع به بغض من دوخته است!!صالحه.ن
  • صاد نون
  • يكشنبه ۲۳ خرداد ۹۵

کلمات

بعضی کلمات، فقط هجا نیستند درد دارد!!انگار تقدیر بعضی کلماتسکوت استمثل بغض...مثل شعر...مثل من.... بیچاره بعضی کلمات خیلی تنهایند!!صالحه.ن
  • صاد نون
  • جمعه ۲۱ خرداد ۹۵

غروب...

غروب ها...از تو به باران شکایت میبرم...که با بغضت،تمام شهر را ابری کرده ای...!!صالحه.ن
  • صاد نون
  • جمعه ۲۴ ارديبهشت ۹۵
«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....