۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شفا» ثبت شده است

اینجا درد را نفس میکشند

چندوقتی است بیمارستانها شلوغ شده اندشاید هم من این چند وقت بیشتر گذارم به این حوالی میخورداینجا درد را نفس میکشدو بوی الکل را به حلق فرو میبرد.اه مردم بیچاره…مردم بیچارهدرد را با دستگاه های اکسیژن به خانه اورده اندو بیمارستان را به خویش راه داده انداین راه رو های ساکت پر پیچهراس را به زمین داده اندکاش دردهایمان همان سرفه های خشک کودکی بودو ترسناک ترین اتفاق زندگی امپول...حالا این راهرو ها پر شده از سرفه های خشک که درمان ندارنداین راهرو ها که زمین را به هراس ابستن میکنندلابه لای الغوث هاتون یادتون نره از مریضا...التماس دعا عزیزان جانتقدیرتون زیبا…صالحه.ن
  • صاد نون
  • شنبه ۵ تیر ۹۵

علی کوچولو

«علی کوچولو...این مرد کوچک....تو قصه ها نیست.... هست واقعیت »علی کوچولو درد داره...غم داره...مریض شده....غصه داره...علی کوچولو....خوب میشی زودی...بیدار میشی باز...میشی هم بازی!!میخندی بازم...خوب میشی زودی....خدا همه بیمارا رو شفا بدهصالحه.ن
  • صاد نون
  • چهارشنبه ۲۶ خرداد ۹۵
«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....