يكشنبه ۲۳ خرداد ۹۵

وقتی جهان درگیر افسون است...
وقتی که بیماری شیوع دارد...
باید به جای شاعری جنگید!!!
باید به دست این قلم خون ریخت...
وقتی زمان بدحال و بیمار است
وقتی حرم تب کرده از این جنگ
باید به جای "عشق" از پستی نوشت اینبار
از پستی نامردمان...
از گریه های دختر سردار...
دنیا پر از جنگ است حافظ
منقار بلبل را شکستند!!
اینک بگو آیا...
این کلبه ی احزان گلستان میشود آخر؟؟
وقتی که یوسف ها شهادت را بغل کردند...؟؟
این آتش رفتن گلستان میشود بر دختر سردار؟؟!!
در این هوای جنگی پر غم
شعرم نمی آید!
وقتی که گل ها مرده اند در باغ...
شعرم نمی آید...!!
(تو این هوای باروتی دعا کنیم براشون
خبر شهادت برا خانوادهاشون(مخصوصا دختراشون) خیلی سخته
پدر یکی دوستام شهید شدن....خدا بهمشون صبر بده!!)
صالحه.ن
يكشنبه ۲۳ خرداد ۹۵
این دنیا چه چیزی دارد برای شاعر شدن؟؟؟این دنیای زشت که تمامش پستی ست و پستی ست و پستی؟؟؟چرا شاعرم کردی؟؟به تاوان کدامین گناه؟؟؟بیزارم از مردم...از این شعر ها...واز این شاعر بودن!!!همه ی شاعر ها دروغ میگوینددر این دنیا هیچ چیز زیبایی نیستاین دنیا هیچ هم شاعرانه نیست...آخر...به تاوان کدامین گناه شاعرم کردی؟؟
يكشنبه ۲۳ خرداد ۹۵
لبخندت را اجاره میگیرمبرای تمام لحظه های مسکوت اتاقمبرای تمام اشک های بغض مانده ی گلویمبرای تمام قلب های بیمار...لبخندت را اجاره میگیرمو با دهان تو به تمام کوچه هاشهر ها...ومردمان...لبخند میزنم!!لبخندت را اجاره میدهی...؟!این لبخند اجاره ایحتما نسبتی با مسیح داردکه اینچنین شعر زنده میکند!!صالحه.ن
يكشنبه ۲۳ خرداد ۹۵
شاد بودن حاصلی جز گریه های مخفی و تنها نداشتکاش امشب حضرت پاییز با باران به من نازل شودصالحه.ن
يكشنبه ۲۳ خرداد ۹۵
و شب؛ زنی پتیاره است که موهای سیاهش را دورش ریخته و در کوچه های دنیا قدم میزندو اینبارطمع به بغض من دوخته است!!صالحه.ن
شنبه ۲۲ خرداد ۹۵
تو چه داری کینچنین مجذوب این جزر و مدم؟؟ماه هم اینقدر ها جذاب نیست...شعر هانقاشی ماه تواندگرنه نقاش اینهمهماهر که نیستبوم های شعر از نقاشی من پر شدهشاعری انگار جزروی تو نیستاین قلممعطوف چشمان تو استشرح عشق این قلمجز شعر نیستشاعران نقاش گیسوی تواندشرط شاعر تر شدنجز پیچ زلف یار نیستصالحه.ن
جمعه ۲۱ خرداد ۹۵
شعر چندان هم مهم نیست...مثلا چه فرقی میکند هوا باشد یا نه؟؟صالحه.ن
جمعه ۲۱ خرداد ۹۵
بعضی کلمات، فقط هجا نیستند درد دارد!!انگار تقدیر بعضی کلماتسکوت استمثل بغض...مثل شعر...مثل من.... بیچاره بعضی کلمات خیلی تنهایند!!صالحه.ن
پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵
این روزها
خوشی ها ی شهر کم شده
وگرنه
چای همان چای است و شاعر همان شاعر...
کجا گم شده
خنده های بلندم؟!
صالحه.ن
پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵
حوالی ما کاغذ های شعر بارانی شدآن طرف هوا چطور است؟؟صالحه.ن