و این یعنی نهایت درد...

پسر بودم




ما ارزوهای کوچکی داریم...
حسرت های کوچکی که گفتن ندارد...
و کمترین حقمان این بود
که ارزو نکنیم دختر نباشیم!

  • صاد نون
  • دوشنبه ۲۵ تیر ۹۷

معضل کادو

دارم خل میشم،

امروز تولد ساجده اس ، هنوز نمیدونم چی بخرم:/

تازه علاوه بر این بابا گف دهنت بازه داری خرید میکنی

از طرف ماهم بگیر.🙄

  • صاد نون
  • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

تنهای تنهای تنها.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صاد نون
  • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

تویی!

۱


او که میرود محق تر است

یا آنکه مانده؟

تو هزار دلیل برای رفتن داشتی

که من

شاید هزار و یکمین آن بودم.

من اما

فقط یک دلیل برای ماندن دارم

که تویی!



صاد.ن


نقل قول نوشت:

به راز گفتم با دل ز خاطرش بگذار...جواب داد فلانی از آن ماست هنوز.

  • صاد نون
  • جمعه ۲۲ تیر ۹۷

.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صاد نون
  • چهارشنبه ۲۰ تیر ۹۷

در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم!

 امیرعلی میدونه چقدر حساسم رو اینکه وقتی دارم با گوشی یا لب تاب کار میکنم

سرشو بکنه تو گوشی...همیشه هم دعواش میکنم...

داشتم با گوشی کار میکردم

اومده کنارم نگا مقکنه

با تاکید و شمرده شمرده میگم:

صد بار بهت گفتم...

هنوز حرف تموم نشده میگه:

کم خور دو سه پیمانه!حالا مارا که برد خانه؟؟

من مست و (به خودش اشاره میکنه)

تو دیوانه(به من اشاره میکنه)

مارا که برد خانه؟؟؟

  • صاد نون
  • دوشنبه ۱۸ تیر ۹۷

منِ بعدا

  • صاد نون
  • شنبه ۱۶ تیر ۹۷

نـگـرانـ

نگرانم...

نگرانم....

نگران،

اینکه مرگو حس میکنم و بهش فکر میکنم...

امیدوارم تکرار نشه.


اضافات:چه شب طولانی لعنتیی...

تموم نمیشه 

هی کش میاد...کش میاد...

دق میده!

  • صاد نون
  • پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷

اینجا شهر اوست!پناهنده شو به خودت!

  • صاد نون
  • پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷

رو سرت درخت سبز شه.

پیتزا


پیتزای مذکور.

بابا نصیحتم میکنن:دخترجان! ادم وقتی شرطیو میبره پافشاری میکنه بگیره،

اما وقتی باخت تن نمیده که:دی


البته من خودمو زده بودم ب اون راه،

علی خودش ب مامان گف 

میگم عه؟؟هنوز یادته؟؟


دارم خمیر ورز میدم مامان و ساجده میخندن:

خاک برسرت!

تا تو باشی شرط اینطوری نذاری!

عاقبت وطن فروشی همینه!

😁



پ.ن۱: تمام تلاشمو کردم ی جوری بشه دیگه پیتزا نخوان از من😂

  • صاد نون
  • پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷
«دیوانه بودن همیشه بد نیست
میتوانی دقیقا وسط نقطه ی انجماد بایستی
و سرت از فکری شیرین گرم سوختن باشد:)»

این طبع که من دارم با عقل نیامیزد....