1.از اون وقتاس که فقط دلتنگم

برا بارونی که دو روز پیش زد و نرفتم زیرش

برا ساجده که دیشب دیدمش

برا بابام که تو اتاقه و دیشب خواب می دیدم دستمو حلقه کردم دور گردنش

برا زهرا که فردا دوباره میخواد بره

برا شماها ک خیلی وقته نیومدم

حتی برا تایپ کردن با لب تاب....


2.یه طوری رفتم و بر گشتم ک هیچکس نفهمید:دی

دوستم  قبل اربعین پی ام داده صالحه رفته بودی کربلا؟نگو نه ک باورم نمیشه و فلان...از تو خوابگاه ویدیو گرفته بودی ک؟؟قضیه چیه؟

میگم یه هفته ای بود سفرمون رفتم و برگشتم:دی


خیلی حرف دارم برا گفتن درباره این سفر ...


3.تو خوابگاه یکی از بچه ها گفت امروز شیشمه

 بعد یهوو تکون خوردم ک تولد پاییزه

بعدتر یهو یادم اومد ک تولد خودم فرداست

فکر میکردم چی میشه که یادت میره تولدتو؟


دخترا خیلی یهوویی با کیک اومدن خونمون و سورپرایزم کردن

مامان میگ دوستات بیشتر از ما بفکرتن

میگم بله!یذره خجالت:دی تبریکم نگفتین حتی!



4.برام لذتبخشه خوندن کتابام

اما خدایا این گستردگی را از من دور بفرما  ک بشینم بخونم:|